شانا کوچولو
خاطرات مامان و بابا و شانا

امسال تولد شانا با تم رنگین کمان بود . کیکش یک باربی بالدار پروانه ای بود که پایین دامنش هم رنگین کمان بود ( باربیشو پپرجان زحمت کشیده بود و کیکشو قنادی آندلس )

همه چیز رنگین کمان بود تزیینات ، گیفتها ، پاپ کورنها ،شمع و نیها ، غذاها و دسرها

بچه ها از راست به چپ : نیکزاد ،آترا،شانا ، ستایش،پرنیان، رادمان و آرمان

مراسم کیک فوت کنون :

دسرها: ژله گل رز، کروکان،موس شکلات ، کمپوت گیلاس ، ترایفل، ژله رنگین کمان ، ژله در پوست پرتقال ، سینی میوه خرد شده

و شام : کشک و بادمجان ، سالاد چوبی ، الویه در تست کاپ ، دلمه فلفل دلمه ای ، پیراشکی ، پیتزا ابنبات چوبی ، سوسیس کبابی ، میرزا قاسمی ، سالاد توپی ،خوراک زبان و مرصع پلو رنگین کمانی

و این هم کادو شانا از طرف مامان و بابا

و کادوی بقیه مهمانها :

 

لیست کادو ها : باباجان : یک نیم سکه ، مامان ملیح وپدر جان : یک پالتو و چکمه صورتی ، خاله رویا: یک ربع سکه ، پریناز و پرنیان : یک ست میز آرایش موزیکال ، عمه مهناز :یک کت لی و یک سارافون خاکستری ، آترا جون: یک کلاه صورتی و یک بلوز سفید ، نیکزاد جون : یک ساعت ، ستایش جون:یک گل نقره ، مامان بزرگ ستایش جون : یک سکه الیزابت ، خاله صدیق و عمو مسعود : یک ست آشپزخانه ، خاله ساراو عمو علی : یک باربی با اسب پرنده

دست همگی درد نکنه

 

شانا یه تولد هم توی مهد کودک داشت که 24 آبان بود . بعد از تولد بالایی شانا سرما خورد و سخت مریض شد و تا خوب شدنش صبر کردیم و بالاخره :

بیسکوییتهای رنگین کمانی :

کادوی شانا به بچه ها : کلاه رنگین کمانی ، کارت تشکر : بیسکوییت رنگین کمانی ، حباب ساز ، پاپ کورن و پروانه آبنبات چوبی

کیک رنگین کمانی :

و شانا در مهد :

و کادوی شانا که مهد بهش داده بود : یک چتر رنگین کمان

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩ توسط مامان شانا

 




 




نوشته شده در تاريخ شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩ توسط مامان شانا

این هم چند مدل حلوا :

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩ توسط مامان شانا

امروز یک کمی غذای هنری درست کردم عکسهاشو میزارم تا برای شانا یادگاری بماند :

گل رز از سیب زمینی :

 

چند مدل ژله :

گل رز از سیب 

و کشک و بادمجان :

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩ توسط مامان شانا

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩ توسط مامان شانا

این پروانه ها رو توی مهد درست کرده یک طرفش بداخلاق و طرف دیگه را خوش اخلاق کشیده

 


 

درخت را هم تازه بلد شده بکشه ( در عکس سمت چپ درختها سیب دارند کمی هم سیب روی زمین ریخته - در عکس سمت راست اون آبیه حوضه! ) :

 


 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٩ توسط مامان شانا

صبح آماده شدیم و با آژانس شانا رو رسوندم مهد . می گفت : مرسی مامان که منو اول میرسونی مهد بعد خودت میری مهد!




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩ توسط مامان شانا

مشاهده یادداشت خصوصی




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩ توسط مامان شانا
   درباره وبلاگ

   صفحات جانبي

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   دوستان